تبليغاتX
خفن آباد شیراز

خفن آباد شیراز
دیوار تا سقف آسمون اومد فرار از این قصه/ محاله،چون هیچ بزدلی به عرش نمیرسه!
یه روز خوب!!!
صبح به سختی از خواب بیدار می شوید. رادیو را روشن می کنید:

"به به...! چه روز قشنگی است امروز. یک روز عالی! دوستی می گفت...

اما شما معتقدید که امروز، روز بسیار زشت و چرت و پرتی است. دوست آن گوینده هم غلط کرده که گفته هوا بهاری است. اصلا غلط کرده هر کسی درباره امروز حرف زده! یکی از دلایل ناراحتی تان این است که از اصلاحات متنفر هستید و امروز مجبور هستید که ریش تان را مرتب کنید.

ماشین ریش تراش را بر می دارید. با عصبانیت جلو آینه حمام می ایستید و علیه خودتان شعار و فحش می دهید. ناگهان ماشین ریش تراش از مسیر منحرف می شود و قسمتی از ریش تان را می زند.

می خواهید ریش بلند خود را کوتاه و همسطح قسمت خراب شده کنید. ولی آن قسمت سه تیغه و صاف شده است. به ناچار کاملا اصلاحات می کنید. در آخر هم کرم After Shave پسرتان را به صورتتان میمالید امروز کنفرانس مطبوعاتی دارید. شما رئیس اداره ای هستید که اگر با آن قیافه دیده بشوید، فاجعه رخ خواهد داد.

تصمیم می گیرید با منشی خود تماس بگیرید و جلسه را کنسل کنید. ولی بهانه ای برای این کار ندارید. از طرفی نیز مطمئن هستید که اگر همسرتان قضیه را بفهمد، آنرا همه جا پخش می کند. چون برادر بی سواد و معتاد او را در اداره مدیر یکی از بخشها کرده اید ولی حالا پسرعمویش را استخدام نمی کنید.

همسرتان قهر کرده و به خانه مادرش رفته است. به ناچار تصمیم می گیرید که بلایی سر خودتان بیاورید تا آن را بهانه کنید و تا ریش تان مثل روز اول نشده در انظار حاضر نشوید.

به آشپزخانه می روید و کارد را بر می دارید. ولی نمی دانید آن را به کجایتان بزنید. میترسید که از شدت خونریزی بمیرید. از طرفی هم مطمئن هستید که در هر حال اگر با آن شکل و شمایل به اداره بروید، به زودی مجبور به خودکشی خواهید شد. فکر می کنید مسموم شدن هم خوب است.

در یخچال به دنبال یک ماده خوراکی می گردید که تاریخ مصرف آن گذشته باشد. ولی همه چیز را تازه خریده اید. فکر مسموم شدن هم بیرون می آیید. فکری به ذهنتان میرسد. با خودتان فکر می کنید که می شود یک

جایی از بدن خود را عمل جراحی کنید. اینجوری در بیمارستان بستری می شوید و کسی را به حضور نمی پذیرید.

با یکی از دوستانتان که پزشک است تماس می گیرید. او عمل آپاندیس را پیشنهاد می کند. شما قبلا این کار را کرده اید. به دکتر می گویید که دوران استراحت پس از عمل جراحی باید به اندازه ای باشد که ریش تان در این مدت در بیاید. دکتر می گوید که چون کاملا سالم هستید تنها دو راه دارید. زایمان کنید، یا مثل مایکل جکسون عمل کنید.

از دکتر خداحافظی می کنید. تصمیم می گیرید که سکته قلبی کنید. برای این کار باید حسابی عصبانی بشوید. به منزل مادر خانم تان زنگ می زنید و هر آنچه که در این چند سال نگفته اید را می گویید. سپس گوشی تلفن را می گذارید و تلفن را از پریز می کشید. بجای عصبانی بودن احساس سبکی می کنید.

کنفرانس مطبوعاتی تا دو ساعت دیگر شروع می شود.

تنها یک راه برایتان باقی مانده و آن این است که در مسیر اداره تصادف کنید. پشت چراغ قرمز توقف کرده اید. بیلبورد سر تقاطع را نگاه می کنید. تبلیغ یک کرم مو بر صورت است که برای همیشه موها را از بین می برد. خنده تان می گیرد. شیشه کرم برایتان آشنا است. شبیه کرم After Shave پسرتان است. دقت می کنید و متوجه می شوید که خودش است. صورت صاف تان را در آینه می بینید و فریاد می زنید:

خوشگل...!!!...

راننده خودرو کناری فکر می کند که به همسر او متلک انداخته اید. با عصبانیت می گوید:

- الان خوشگل را نشانت می دهم!

سپس پیاده می شود و به طرف اتومبیل شما می آید. گاز می دهید و فرار می کنید. او هم به دنبالتان می آید. تعقیب و گریز آغاز می شود. نمی توانید از دستش فرار کنید. در یک خیابان ناگهان متوجه می شوید که پشت سرتان نیست و گم تان کرده است.

می بینید که ورودی یک پارکینگ باز است. داخل آن می پیچید و تصمیم می گیرید که مدتی در آنجا بمانید تا مطمئن بشوید که راننده عصبانی شما را گم کرده است. یک گوشه از پارکینگ پارک می کنید. سرتان را روی فرمان می گذارید و نفس راحتی می کشید.

کسی به شیشه می زند. نگاه می کنید. نگهبان اداره است. شما را بدون ریش نمی شناسد. راننده آن خودرو که تعقیب تان می کرد خبرنگار است و با همسرش برای شرکت در کنفرانس طبوعاتی شما به اداره تان می آید!!!!!!!!

موفق باشید!!!


لينك | چهارشنبه 1387/05/30 4:12 PM توسط |
پتروس فداكار!!!

بنا به درخواست عزيزان كه گفتن پتروس رو هم يه حالي بدين

سعي ميكنيم پتروس رو هم نقدش كنيم ببینیم چه جوری شد پتروس؟؟(چيكار ميشه كرد وبلاگمون مردميه ديگه)

پتروس پسر فداكار!!!

يه روز پتروس با بچه محلاشون داشت جلوي سد يا همون موج شكن كه زده بودن واسه اينكه آب نياد تو شهرشون بازي ميكرد پتروس هم واسه خودش يه پا مارادونا بوده ها !! بخاطر همين گذاشته بودنش دروازه !!! اين پسره بيكار بود ديد يه جاي اين سد رو كه سوراخ بوده با چوب جلوشو گرفتن حالا ديگه نميدونم كرم ها قيام كرده بودن ؟ ؟ يا مرض داشته ؟ خلاصه كرمش رو ميريزه و اون چوبه رو در مياره فقط يه تيكه ي كوچولو اون جلو مونده بوده كه وقتي مياد اونو دربياره انگشتش گير ميكنه اون تو حالا خر بيار وباقالي باركن

اول سعي ميكنه خودش دربياره ولي وقتي ميبينه نميشه داد ميزنه رفيقاش بيان اونا هم ميان 5نفري ميكشنش بازم نميتونن درش بيارن. پتروس ميگه بچه ها دمتون گرم يكي بره از خونه ي ما تيشه بر داره بياره.

يكي از بچه ها ميره جلوي در خونه ي پتروسينا تا مامانش ميپرسه پتروس كجاست؟؟ اين شاسمخ (ورژن جديدش ميشه كامبيز) چك نخورده همه چيز رو لو ميده . مامانش واسه اينكه كدخدا از اونجا بيرونشون نكنه دنبال يه دروغ مشتي ميگرده با همکاری رفیق پتروس ميرن اونجا و ميبينن بله كدخدا هم اومده و نميشه تيشه به ريشه ي سد زد!!!

كدخدا ميپرسه پسر تو براي چي اينكار رو كردي؟؟؟ يكي از اين رفيقاي پتروس كه آخرت خالي بندي بود (هموني كه رفته بود جلوي درشون ) گفت كدخدا ما داشتيم توپ بازي ميكرديم يهو پتروس ديد از سد داره آب مياد فردين بازي در آورد رفت انگشتشو گذاشت تو سوراخ گفت اگه همينجوري آب بياد خانواده ي خودمون كه هيچ خانواده ي كدخدا از بين ميره!! و پتروس همش زير لب ذكر ميگفت : اندك اندك جمع گردد وانگهي سيلي شود......... قطره قطره خيلي شود وانگهي دريا شود.(حافظا!! عجب ضرب المثلی شد)

خلاصه به كدخدا هم انگار تي تاپ دادي اونقدر ذوق كرده بود گفت دستور ميدم سد رو خراب كنيد و انگشت پتروس رو دربياريد حالا پتروس رو جو گرفته تعارف شابدالعظيمي (شاه عبدالعظيمي ) ميكنه : نه كدخدا من حاضرم دستمو واسه زنده موندن بقيه بدم. همه ي محله جمع شدن هركي يه چيزي ميگه يكي ميگه انگشتشو قطع كنيم . يكي ميگه بكشيم درمياد . از اون ته يه بچه ي 4 ساله مياد ميگه آخه اوشگول (بچه ها اينجوري ميگن اوسگول) انگشتتو خم كردي ميخواي از اونجا دربياد؟؟ خوب صافش كن دربيار ديگه . همه ميگن برو بچه برو. ميگه ميخواي بيام درش بيارم ؟؟ ميگن بذار اينم امتحان كنه ديگه مياد ميگه پتروش انگشتتو صاف كن ، آهان ديدي دراومد؟؟ همه دست ميزنن پتروس رو ميگيرن بالا سرشون ميبرن خونه، دستور ميدن مجسمه ي پتروس رو درست كنن بذارن سر در قهوه خونه ي محل{ حتما ميخواستن بزرگا بشناسنش!!!}رفيق پتروس همون خالي بنده ميگه داش پتي نصف ، نصف هرچي دادن پتروس اولش ميگه باشه .ولي بعدا كه ميبينه كدخدا هواشو خيلي داره ميزنه زيرش نامردي ميكنه و يه كاري ميكنه رفيقشو از محل بيرون كنن.{اي نامرد}

دیدید پتروس شدن کاری نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


لينك | جمعه 1387/05/25 11:7 AM توسط |
تصميم كبري

از اونجايي كه ۷۳ اي ها آخرين نسلي بودن كه درس هايي امثال تصميم كبري ، حسنك كجايي ، كوكب خانوم و.... رو خوندن. و ما هم كه همه ميدونن عاشق كارهاي فرهنگي سياسي اجتماعي ورزشي و تفريحي وغيره ميباشيم بر آن شديم تا امروز درس شيرين و مهيج و بسيار پند آموز تصميم كبري را تدريس كنيم.البته يهكم متنش سنگينه آرايه زياد توش بكار رفته تلميح هم دارد

تصميم كبري

يه روز كبري نشسته بود تو ايوون (مثل بچه ي حيوون {واقعا ببخشيد})داشت تخمه ميخورد يهو ماممانش اومد گفت جز جيگر زده تو اين هوا اگه خر رو با لانچكو بزني بيرون نمياد پاشو گمشو برو خونه الان آدم برفي ميشي!! مادر التماس ميكرد و كبري مقاومت

مامانش بهش گفت كبري برو كتاب داستانت را كبري بياور و كبري براي من بخوان كبري، آفرين دخترم عجب دختري ! چه سري ! چه دمي !عجب پايي!!و اينگونه بود كه كبري پشت گوشاش مخملي شد و همانند همان حيوان گوش دراز شد و به اين ننگ بزرگ تن داد و حرف مادرش را گوش كرد. حالا درخانه كبري به اين طرف و آن طرف ميرود داخل يخچال ، لباسشويي، زير تشك،داخل فر ،داخل گلدان، انگار كه اصلا همچين كتابي وجود خارجي نداشته !!!

كبري: همچون كودكان خياباني يك آستين به دهان برگرفته  و صدايي همچون صداي گوسفند سرما خورده، مامان مامان كتابم نيست

مادر: اي دختره ي بي چشم و رو،يتيم مونده كتابتو چيكار كردي؟؟ من به اون 550 تومن پول داده بودم يا پيداش ميكني يا پولشو ازت ميگيرم

كبري: برو بابا گدا به گدا رحمت خدا بيا فقط خردش كن بقيه اش رو بهم برگردون بايد 49450 تومن بهم برگردوني ها خلاصه مامانش تراول رو خردش كرد و بيخيال شد.

كبري هم كه ديد پولش داره ميره{دوران تيركمون شاه قاجار 550 تومن زياد بود ديگه}( تلميح دارد به:سال 1342 بود من بودم حاجي نصرت علي فرصت رضا 500  آره و اينا خيلي بوديم رفته بوديم كافه سوسن اون موقع با دو نفر دعوامون شد اونموقع 2 نفر زياد بودا ما به همه گفتيم زديم شما هم بگيد زده)

فكر كرد كه كتابشو كجا گذاشته ؟؟؟؟

اي دل غافل 2 زاريش افتاد {اينجا رو برداشت آزاد ميذارم حالا نميدونم 2زاريش كج بوده يا 2زاري نبوده ته قابلمه اي چيزي بوده هر جور كه خودتون دوست داريد برداشت كنيد}

ديروز كه رفته بود بالاي درخت { از اين قسمت درس سالانه بين 5/2 _5/3 تست در كنكور هنر مياد!!!!}

كتابش را آنجا گذاشته بود و دويد تا كتابش را بياورد اما كتابش همچو موش آب كشيده در زير برف!!!

بله كتاب را پايين آوردن همانا و دستگيري بوسيله ي ماموران ميراث فرهنگي همانا كتابش همچون نامه هايي كه در فيلم ابن شلغم مرادي نشان ميداد{ از بالا و پايين لوله شده} و ميفرمودند از علي پيام آورده ام شده بود.

و  اين بود پايان يك تراژدي كمدي دراماتيك!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

از كبري پرسيدند كبري جان تصميمتو نگرفتي؟؟

گفت قصد ازدواج ندارم تصميم دارم درسم رو تموم كنم .

كلمه و تركيبات جديد درس:

جيگر: دل و قلوه!!!                                                  برف: فردا تعطيله

پرسش:

تست 1-كبري براي چه رفته بود بالاي درخت؟؟؟

1-     هويج بچيند

2-     سيب زميني بكارد

3-     نارگيل بندازد

4-     كار داشت

5-     گزينه ي 6 صحيح است

6-     گزينه ي 6 صحيح نيست

7-     چرا گزينه ي 6

8-     پس گزينه ي چند

9-     رفته بود برف بازي

10- رفته بود ببينه كي داره در ميزنه!

 

 

اگه ميخوايد داستان يا درس ديگه اي رو براتون نقد يا بازنويسي كنم لطفا با ما درميان بگذاريد (انجمن داغونهاي ادبي)


لينك | سه شنبه 1387/05/15 1:55 PM توسط |
معتاد اينترنتي( طنز )

از اين به بعد با معتادان اينترنتي مانند معتادان مواد مخدر برخورد خواهد شد

تصور کن!!!! اعتیاد اینترنتی مثل مواد مخدر جرم محسوب شود

جرم يا بيماري؟
ستاد مبارزه با اعتياد اينترنتي اعلام كرد طبق قانون از اين به بعد اعتياد به اينترنت جرم محسوب مي‌شود. اين در حالي است كه سازمان بهزيستي، معتادان به اينترنت را بیمار خوانده بود. هنوز بين تعريف بيمار و مجرم معتادان اينترنتي مثل مواد مخدر هيچ توافقي وجود ندارد.
يك منبع آگاه گفت: مساله مبارزه با اين پديده هم مثل مبارزه با مواد مخدر خواهد شد. كلي هزينه مي‌كنند، كلي كشته مي‌دهند، كلي دستگير، زنداني و اعدام مي‌شوند بعد از چند سال هم مي‌گويند مبارزه كرديم و اين‌قدر هم كشته داديم و بعد آمار جمعيت چند ميليون نفر معتاد را اعلام مي‌كنند.

برخورد
سردار ..... فرمانده ستاد مبارزه با اعتياد اينترنتي اعلام كرد با فروشندگان كارت‌هاي مخدر اينترنت به شدت برخورد خواهد شد. وي گفت: ما علاوه بر دستگيري چندين نفر از معتادان در چت‌پارتي‌ها و سردَم‌نت‌هايي كه قبلاً به آن كافي‌نت مي‌گفتند از آنها مقادير زيادي اكانت اينترنت گرفتيم كه همگي اعتراف كردند از عوامل استكبار جهاني نظير مايكروسافت گرفته‌اند. وي گفت ما از اينترپل خواسته‌ايم كه سرورها و آزمايشگاه‌هاي توليد مخدرات اينترنتي مثل مايكروسافت و آي‌بي‌ام را ببندند.

در آزمايشگاه اتفاق افتاد:
-
آقاي دكتر من كه سالمم چرا آزمايش منو نوشتين مثبت؟
-
واسه اين كه معتادي.
-
معتادم؟ كجا معتادم مرد حسابي؟ ببندين در اين آزمايشگا‌تونو.
-
معتاد نيستي؟ بدبخت تو خونت به جاي گلبول‌هاي قرمز و سفيد هي صفر و يك ورجه وورجه مي‌كنه. چشام دراومد پشت ميكروسكپ. مردك بدبخت معتاد اينترنتي!

لابراتوارهاي توليد
چند فروشنده كارت اينترنت قاچاق 5 و 10 و 20 سانتي در تهران دستگير شدند. اين قاچاقچيان اعتراف كردند كه تاكنون ده‌ها جوان را با اين كارت‌ها معتاد كرده‌اند. مدتي پيش به دستور قوه قضائيه طي حمله به آي‌اس‌پي‌ها و آزمايشگاه‌هاي توليد كارت اينترنت همه‌ي آنها بسته شدند اما هنوز اعتياد به اينترنت در ايران بيداد مي‌كند.

يك برنامه راديويي مشاوره خانواده:
زني گريه‌كنان زنگ مي‌زند:
-
سلام خانوم مشاور...شوهرم... شوهرم مدتيه معتاد شده چيكار كنم؟
-
خونسرد باشين خواهر من. همه چي حل ميشه. الان در كمال آرامش بفرمايين به چي معتاد شدن؟ هرويين؟ ترياك؟ حشيش؟ مرفين؟ ماري‌جوانا؟ ال اس دي؟ كوكائين؟ اكستازي؟
-
نه! به اينترنت معتاد شده. ديروز تو جيبش يه كارت اينترنت پيدا كردم.
-
نه؟؟ اي خاك به سرت.... چيز منظورم اينه كه بميرم برات خواهر. طوري نيست. با سيم مودم ببندش به تخت بعد زنگ بزن بيان ببرنش.

از گزارش‌هاي شبانه يك خبرنگار:
صحنه‌ي دردناكي بود. ده‌ها معتاد اينترنتي در حالي كه لپ‌تاپ‌شان را روي زانو گذاشته و پتويي روي سر انداخته بودند در گوشه خيابان نشسته بودند و مشغول استعمال اينترنت بودند. يك نفر كنار جوب در حال جان كندن بود چون اتصالش اشتباهي هوا داشت و ديسكانكت شده بود.

ديژيتاليه
-
اكبري: اشغري؟ جنش خوب تو دشت و بالت شي داري؟
-
اصغري: هيشي بابا ديگه همه شدن معتاد اينترنتر. رفتم پيش طرف بهش ميگم يه دواي خوب بهم بده، داره بهم كارت پنجا ساعتي اينترنتر ميده. ميگم اينو نمي‌خوام اين شه كوفتيه؟ شركارمون نژار نوكرتم. نداري لااقل يه چند تا LSD بده شنگول شيم. طرف خط اينترنتر ADSL بهم ميده. اي تف به اين روژگار! معتادم معتاداي قديم. همه ديژيتالي شدن ژون اكبري.

برخورد نزديك از نوع چيني
چين چند ميليون معتاد اينترنتي را به دريا ريخت. به گزارش نشريه شي‌هواچن دولت چين تصميم گرفت ميليون‌ها معتاد اينترنتي خود را به دريا بريزد. سخنگوي دولت چين در پي اين اقدام گفت: آخيش راحت شديم از بس فيلتر كرديم. اين طوري خيلي مقرون به صرفه‌تره.

? Overdoes
-
ديروز يه خواستگار خوب و نجيب با تحصيلات بالا و خيلي پولدار واسه دخترم اومد ولي ردش كردم.
-
ئه؟ چرا؟
-
هيچي مرتيكه معتاد بود. داره ميگه: اگه منو به ساب‌دايركتوري خودتون بپذيرين اميدوارم كه با اين لينك به همديگه كانكشن خوبي داشته باشيم... بعد هم تازه پررو مي‌پرسه عموجان اينا اين‌ويزيبل هستن خيلي مشتاق بوديم باهاشون يه چت بزنيم... اصلاً حسابي اوردوز بود يارو.

از گزارش‌هاي يك مأمور انتظامي:
به استحضار ميرساند در ساعت 14.30 امروز فرد مشكوكي در حوزه گشت زني مشاهده و با تعقيب او به محل تجمع عده‌اي از معتادان اينترنتي رسيده كه مشغول چت جمعي بودند كه همگي دستگير و به پاسگاه دلالت گرديدند. از نامبردگان آلات و ادوات استعمال اينترنت از قبيل لپ‌تاپ، پتوي مخصوص چهارخانه، هدفون و ميكرفن و مقادير متنابهي كارت اينترنت كشف گرديد كه همگي پيوست گزارش مي‌باشد.

طرژ اشتعمال
-
اكبري: اشغري؟ اين كارت چيه آوردي؟ كوپن ترياكه؟
-
اشغري: نمي‌دونم كارت اينترنتره، شيه. ميگن اعتيادش بالاش. طرف مي‌گفت آن‌لاينت ميكنه ناجور، هپروتش اين روژا رو بورشه.
-
اكبري: خب حالا اين شه جوريه؟ قورت دادنيه؟ اشتنشاقيه؟ كشيدنيه؟ يا باهاش تژريقش كني؟
-
اشغري: شه ميدونم توام... حتماً بايد بكنيش تو چشات!؟

خشخاش‌نت
توليد كارت اينترنتي جايگزين كشت خشخاش در افغانستان مي‌شود. كميته بين المللي مبارزه با مواد مخدر اعلام كرد ما به اين نتيجه رسيديم تنها چيز درآمدزايي كه مي‌تواند جايگزين كشت خشخاش در افغانستان و پاكستان شود همين كارت اينترنت است. اكنون پس از قاچاق اسلحه، قاچاق اينترنت دومين شغل پردرآمد مافيايي در جهان است


لينك | سه شنبه 1387/05/08 1:19 AM توسط |
کامپیوتر و اینتر نت در دوره ی احمدی نژاد

منبع:www.demongirl.blogfa.com

۱- سیستم‌عامل «windows 2000» به «شبابیک ۱۴۲۱» تغییر نام داده می‌شود (توضیح اینکه

شبابیک به معنی پنجره‌ها و ۱۴۲۱ سال قمری معادل ۲۰۰۰ است)

۲-با نصب نرم‌افزارهای جدید کلیه رایانه‌ها در ساعات ملکوتی اذان برای ادای فریضه نماز به مدت

۳۰ دقیقه به طور خودکار shutdown می‌شوند و هرگونه تلاشی برای جلوگیری از خاموش شدن

رایانه به انفجار آن و تخریب ساختمان‌های اطراف منجر خواهد شد.

۳- نصب مرگ بر امريكا ( yahoo messenger سابق) روی رایانه‌ها باید با اجازه وزارت ارشاد باشد.

۴- پیامبر شما علاوه بر send to all باید از گزینه send to all muslims نیز برخوردار باشد.

۵- اگر دو جنس مخالف قصد چت داشته باشند باید ابتدا صیغه جاری شود.

۷- اگر دو جنس حتی موافق هم باشند باز جاری کردن صیغه احتیاط واجب است چون امکان دارد

طرف مقابل asl دروغکی داده باشد و خود را جنس موافق شما جا زده باشد.

۷- استفاده از بعضی smiley (شکلک)های یاهو گناه کبیره است و حکم آن مانند این است که

انسان گوشت برادر خود را بخورد. احتیاط مستحب آن است که اصلاً از این شکلکها استفاده نشود.

۸- بجای گفتن hi باید از عبارتsoavrvb استفاده شود که همان مختصر شده عبارت

salam_on_alaikom_va_rahmatollahe_va_barakato است.

۹- در بیان سرعت انتقال خطوط بجای بیت از «بِیت»، بجای کیلوبیت از «اهل بیت» و بجای مگابیت از

«اهل بیت عصمت و طهارت» استفاده شود.

۱۰- در پسوردها حتماً باید از نام ائمه استفاده شود به اضافه سه کاراکتر اضافه (& ، # و @) برای

جلوگیری از حدس زدن پسورد توسط بقیه. شایان ذکر است استفاده از کاراکتر $ تا زمان برقراری

رابطه با آمریکا مجاز نمی‌باشد.

۱۱- برای ارتباط‌ات بین شبکه‌ای باید فقط از فیبر نوری استفاده شود چون نور واژه مقدسی است و

بهیچ وجه نباید از ارتباطات بی‌سیم استفاده شود چون ناچار به استفاده از ماهواره می‌شوید.

۱۲- کلیه کافی‌نت‌ها موظف به تغییر نام خود به «چای‌شبکه» هستند. استفاده کنندگان از اینترنت

فقط اجازه مشاهده سه سایت زیر را دارند، بقیه سایت‌ها باید قبل از تاسیس از مراجع ذیربط

(بی‌ربط) مجوز داشته باشند.

۱۳- صدور مجوز برای هر سایت‌ با برقرار بودن شرایط ذیل حاصل می‌گردد:

الف- در هنگام مشاهده سایت‌، ابتدا باید یک ‌flash نمایش داده شود که مضمون فلش یادآور

روزهای جبهه و جنگ باشد.

ب- فونت لینک‌ها حتماً باید کوفی باشد.

ج - بجای استفاده از فونتهای «نازنین»، «میترا» و «سینا» باید از فونتهای «زینب» و «غلامحسین»

و«کبری» استفاده شود



لينك | جمعه 1387/05/04 3:48 PM توسط |
                 

              درنا جان تولدت رو از طرف همه ی بچه ها تبریک میگم.

موفق باشی همیشه


لينك | سه شنبه 1387/05/01 1:53 AM توسط |