تبليغاتX
خفن آباد شیراز

خفن آباد شیراز
دیوار تا سقف آسمون اومد فرار از این قصه/ محاله،چون هیچ بزدلی به عرش نمیرسه!
ایمان

روزی روزگاری اهالی یه دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند ، در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یه پسر بچه با خودش چتر آورده بود
و این یعنی ایمان


لينك | پنجشنبه 1386/09/22 6:28 PM توسط |
خدایا شکرت

"شکر گزاری های یک زن"

خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم . اين یعنی
او زنده و سالم کنار من خوابیده است
****
خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است.
 اين يعنی او در خانه است و در خیابانها پرسه نمی زند
****
خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند. این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم
****
خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم. اين يعنی توان سخت كار كردن را دارم
****
خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم. این یعنی من خانه ای دارم
****
خدا را شکر که باید ریخت و پاش های بعد از مهمانی را جمع کنم .این یعنی من در میان دوستانم بوده ام .
****
خدا را شکر که در جایی دور جای پارک پیدا کرده ام. این یعنی هم توان راه رفتن دارم و  هم اتومبيلی برای سوار شدن
****
خدا را شکر که سروصدای همسایه را می شنوم. این یعنی من توان شنیدن دارم
****
خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم. این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم
****
خدا را شکر که هر روز صبح با صدای زنگ ساعت بیدار می شوم. این یعنی من هنوز زنده ام
****
خدا را شکرکه گاهی اوقات بیمار میشوم ...که باعث میشود به خاطر بیاورم که اکثر اوقات سالم و سلامت هستم 
****
خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیب من را خالی می کند.این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم 

 

پس ما میتونیم واسه همه چی ممنون باشیم




لينك | پنجشنبه 1386/09/22 6:24 PM توسط |
خدا هست
خدا هست:

دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود. موضوع درس درباره خدا بود. استاد پرسید(آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟) کسی پاسخ نداد.
استاد دوباره پرسید:(آیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟) دوباره کسی پاسخ نداد.
استاد برای سومین بار پرسید): آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟) برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد. استاد با قاطعیت گفت:(با این وصف خدا وجود ندارد).
دانشجو به هیچ روی با استدلال استاد موافق نبود و اجازه خواست تا صحبت کند. استاد پذیرفت. دانشجو از جایش برخواست و از همکلاسی هایش پرسید: (آیا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟) همه سکوت کردند.
(آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟) همچنان کسی چیزی نگفت.
(آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟)
وقتی برای سومین بار کسی پاسخی نداد، دانشجو چنین نتیجه گیری کرد که استادشان مغز ندارد.


لينك | پنجشنبه 1386/09/22 6:21 PM توسط |
برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

 

برای دیدن بقیش رو ادامه مطلب کلیک کن


ادامه مطلب

لينك | پنجشنبه 1386/09/22 6:17 PM توسط |
عکس های زیبا برای بکگراند
چند تا عکس قشنگ برای بکگراند


ادامه مطلب

لينك | پنجشنبه 1386/09/22 5:42 PM توسط |
شما تحت تاثير کدام رنگ هستيد؟
قبل از هر چيزي، شما به طالع و بخت و اقبال چگونه نگاه مي کنيد؟
تا همين نزديکي ها، هيچ گونه اعتقادي به طالع و تاثير هستي بر سرنوشت شخص نبودم، ولي چند مدتي که اين طالع بيني ها را خواندم و اونها را در مصداقهايي که در نظرم داشتم، لحاظ کردم، ديدم برخي نوشته هاي دقيقي هستند که بيراه نمي نويسند، لذا مصمم شدم که نکاتي که در مورد متولدين ماه هاي مختلف هست، بررسي و رعايت کنم، از اين کار تا بحال ضرر نديدم.


متولدين فروردين: سرخ
متولدين ارديبهشت: صورتي
متولدين خرداد: نقره اي
متولدين تير: خاکستري
متولدين مرداد: طلايي
متولدين شهريور: نارنج
متولدين مهر: آبي
متولدين آبان: سفيد
متولدين آذر: بنفش
متولدين دي: قهوه اي
متولدين بهمن: زرد
متولدين اسفند: سبز
 
 
متولدين فروردين: سرخ


رنگ سرخ سبب شده تا متولدين فروردين به دفعات عصباني شوند ولي به محض آن که شراره هاي خشم خاموش شد به سرعت تبديل به آدم هايي شاد و بانشاط مي شوند. متولدين فروردين افرادي آرمانگرا مصمم و با اراده هستند و از احساسات گرايي خوششان نمي آيد. هيچ کس نمي تواند مثل آنها قاطع و خشن باشد ولي در اين حال کمتر کسي معصوميت و عاطفه آنها را دارد. آنها هرگز تحمل شکست را ندارند وبه گونه اي افراطي راجع به نتيجه نهايي هر چيز از عشق گرفته تا مسابقه فوتبال? بسيار خوشبين هستند. آنها جنگجويان خوبي هستند و با مغز خود خيلي ماهرانه مي جنگند. مخالفت ديگران و موانع و مشکلات براي آنها سرگرمي و مايه نشاط است و از آن لذت مي برند. آنها هيچگاه منتظر موفقيت نمي نشينند بلکه با شتاب به سوي آن ميد روند و به همين علت کمتر به ديگران وابسته اند.نرگس و سارا متولد این ماهند.

متولدين ارديبهشت: صورتي


متولدين ارديبهشت خيلي به ندرت نگران مي شود. هنگامي که کارها مطابق خواست او انجام نمي گيرد اخم مي کند اما عصباني نمي شود! خويشتن داري و صبر از صفات ذاتي رنگ دروني اوست و به مدد همين خصوصيات کارهاي خود را خيلي راحت انجام مي دهد و چيزي نمي تواند مانع او شود. وفاداري و صداقت نسبت به خانواده و دوستان از صفات بارز اوست. همچنين به شجاعت و دلاوري او بايد مدال طلا داد چرا که هيچکس مثل او نمي تواند اين همه از خود مقاومت نشان دهد. ممکن است سمج و لجوج باشد ولي بردباري او مثال زدني است
.


متولدين خرداد: نقره اي


رنگ دروني متولدين خرداد آنها را به افرادي دلسوز مهربان  خونگرم و صادق تبديل ساخته که حرکاتي سريع تر از بقيه ولي دلپذير دارند. متولدين خرداد از کارهاي يکنواخت و تکراري بدشان مي آيد و به همين علت کارهاي روزانه باعث مي شود که فکر کنند همچون پرنده اي در قفس اسير شده اند. اين افراد ذاتا بي قرار هستند و همواره در پي هيجان و تغيير و تنوع هستند و اگر در يک جا ثابت بمانند افسرده مي شوند. آنها با مهارت هاي ذاتي خويش چنان در ذهن مخاطب طوفان به راه مي اندازند که هيچ کس متوجه تغيير مسير ذهن نمي شود و اينگونه است که مي توانند به اسکيموها يخ بفروشند و به افراد بدبين رويا !


متولدين تير : خاکستري


متولدین این ماه دارای حس ششم بسیار قوی و هوش و فراستی شگفت هستند.
او از انتقاد به شدت نفرت دارد و به معایب خود کمتر گردن می نهد و پذیرا می شود.در مقابل دختری که در تیر ماه متولد شده، مدت ها بلا تکلیف خواهید ماهد. و نمی دانید که یک موجود ساکت و سر به زیر است و یا یک دختر پرخاشگر و به قول مشهور شهر آشوب، و عجیب آنکه تقریبا هرگز به این راز پی نخواهید برد. پسران این ماه خوش چهره و خوش برخوردند. بسيار حساس است و از نيروهاي مرموزي دراين زمينه برخوردار است. متولد این ماه به هیجان علاقه فراوان دارد. عده ای می گویند اولین اشک و اولین لبخن متعلق به فرزند تیر است.من (نگار) متولد این ماهم.


متولدين مرداد: طلايي


رنگ دروني متولدين مرداد غروري شاهانه به او بخشيده به طوري که هميشه مي تواند ميزبان باشکوهي باشد. اوبه سختي مي تواند حس برتري جويي خود بر ديگران کنترل کند و همواره رفتاري فخر فروشانه دارد او برعکس متولدين فرودين که اغلب سعي مي کند از يک چاه خشک آب بيرون بکشد انرژي خود را بيهوده تلف نمي کند و از همين رو يک سازمان دهند خوب است و به راحتي مي تواند وظايف و اعمال خود را سامان دهد . هر گاه که از خودنمايي دست مي کشد دستوراتي که صادر مي کند بسيار موثر هستند. او خوب اما بسیار متکبر است.درنا مردادی هست.


متولدين شهريور : نارنجي


نخستين موضوعي که در مورد متولدين شهريور جلب توجه مي کند آن است که وي طوري رفتار مي کند که انگار مسأله مهمي درذهن خود دارد و او در تلاش است که آن را حل کند. يا گاهي اوقات احساس مبهمي به شما دست مي دهد که انگار او از چيزي نگران است. اين احتمال واقعاُ وجود دارد زيرا نگراني براي او کاملاً طبيعي است و لبخند دلپذير او هميشه مشکلات بزرگ او را مخفي مي کند. اين انسان کمال گرا را نمي توانيد در محافل اجتماعي پيدا کنيد. احتمال اينکه تا ديروقت شب در محيط کار او را بيابيد بسيار بيشتر از آن است که در ميهماني او را ببينيد!


متولدين مهر : آبي


رنگ آبي آسماني فطرتي هنري به او بخشيده که از نور و موسيقي ملايم به شدت لذت مي برد. تأثير آرامش و هماهنگي بر سلامتي متولد مهر معجزه آساست. هنگامي که در بستر بيماري مي افتد قرار گرفتن در محيط عاطفي و خواندن کتاب هاي دلپذير تأثير فوق العاده اي بر سرعت بهبود او خواهد گذاشت. متولد مهر در هنگام گفتگو با ديگران ابتدا تاجايي که مي تواند وراجي مي کند و بعد مشتاقانه به حرف هاي طرف مقابل خود گوش مي دهد در دعواهاي ديگران هميشه نقش ميانجي را بر عهده مي گيرد و واضاع را آرام مي کند و صلح و صفا برقرار مي سازد
.


متولدين آبان : سفيد


چنانچه از يک متولد آبان بپرسيد که مي تواند به شما کمک کند يا نه به سادگي مي گويد: ((بله )) يا ((نه))! بنابراين اگر آدم احساس و زودرنجي هستيد از او در هيچ موردي نظر خواهي نکنيد زيرا او هر حقيقتي را رک و راست و بي رحمانه بر زبان مي راند. درپاسخ هم مي گويد که شما پرسيديد و او جواب داد. متولد آبان اصلاً اهل تملق گويي و دروغ بافي نيست يعني منش خود را بالاتر از آن مي داند که دست به چنين کاري بزند. بنابراين اگر شما در موردي تعريف کرد يقين داشته باشيد که از صميم قلب گفته و ارزش آن را بدانيد.


متولدين آذر: بنفش


متولدين آذر اغلب اوقات شاد و خونگرم هستند. ولي هنگامي که از صميميت فطري آنها سوء استفاده شود آنگاه از کوره در مي روند. عصيان عليه صاحبان قدرت و قوانين و مقررات دست و پاگير در ميان متولدين آذر شايع است. او هرگز از دعوا و در گيري فرار نمي کند و از کسي کمک نمي خواهد. همچنين متولدين آذر هرگز تحمل اين را ندارد که کسي آنها را به ناذرستي و عدم صداقت متهم کند. يک اتهام غير منصفانه و بيجا ممکن است خشم آنها را شعله ور کند پس در نحوه بيان کلمات با متولدين آذر خوب دقت کنيد چرا که آنها اول دست به عمل مي زنند و بعد به عواقب آن مي انديشند !


متولدين دي: قهوه اي


رنگ قهوه اي عملگرايي متولد دي را نشان مي دهد. او براي حکمراني اصلاً احتياج ندارد که به خودنمايي بپردازد و ترجيح مي دهد که ديگران جلو باشند و او قدرت پشت صحنه بماند. البته گاهي متولد دي از ياد مي برد که بلند پروازي و جاه طلبي خود را مخفي نمايد و تا موقعي که رئيس گروه نشوددست به کار نمي زند. به ياد داشته باشيد که متولد دي هميشه به گونه اي رفتار مي کند که تصور مي کنيد که مانند پر نرم و بي آزار است اما در حقيقيت مانند ميخ محکم و کوبنده است .


متولدين بهمن: زرد


متولدين بهمن ترکيبي از خونسردي عملگرايي و بي ثباتي هستند و به نظر مي رسد که با افراد همدلي دارند و فقط با چند کلمه صحبت مي توانند اضطراب آنها را کاهش داده و آرامشان کنند. اين توانايي آنها احتمالاً به خاطر سيستم عصبي قوي و پرتوان آنهاست. متولدين بهمن معمولاً در انزواي خواصي فرو مي روند و مردم معمولاً به درستي آنها را درک نمي کنند زيرا به خوبي نمي توانند با دنياي خيالي و آرماني آنها ارتباط برقرار کنند. متولدين بهمن عليرغم آنکه دوستان زيادي در اطراف خود دارند ولي دوستان صميمي و نزديک چنداني ندارند .

متولدين اسفند: سبز


رنگ بخشنده فطرت آنها سبب شده تا اصولاً عاري از هر نوع حرص و طمع باشند. سرشت دلپذير جذاب و در عين حال تنبل متولدين اسفند شما را تحت تأثير قرار مي دهد. او نسبت به همه قيد و بندهايي که محدود کننده هستند بي اعتناست به شرط آنکه آزادي خيال پردازي را از او نگيرند و بتواند بنا به خواست خود زندگي کند. او همچنين در مقابل توهين ها تهمت ها و نظرات ديگران نيز بي تفاوت است بنابراين خيلي به ندرت ممکن است عکس العمل شديدي از او ببينيد. البته فکر نکنيد که کلاً آدمي بي خيال است زماني که احساساتش جريحه دار شود با زيرکي خاص خود به نيش و کنايه مي پردازد و طرف مقابل را مورد ريشخند و استهزاء قرار مي دهد.

 


 


لينك | یکشنبه 1386/09/18 4:10 PM توسط |
دوست داشتم یادت هست؟گفتم دوست دارم...و تو گفتی کوچکی

برای دوست داشتن رفتم تا بزرگ بشم...اما اونقدر بزرگ شدم که یادم

رفت دوست دارم....

 

اگه یه روز یکی بهت گفت دوست دارم سعی نکن بهش بگی دوست

دارم اگه بهت گفت عاشقتم سعی نکن عاشقش بشی اگه بهت گفت

تمام زندگیم توییسعی نکن تمام زندگیت باشه چون یه روز میاد و میگه

ازت متنفرم و اون وقت هست که تو نمی تو نی ازش متنفر باشی. 

 


لينك | جمعه 1386/09/16 9:52 AM توسط |
 

ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع ش تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط خواستم بگويم تولدت مبارك. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود...........

 


لينك | پنجشنبه 1386/09/15 4:15 PM توسط |

 

 


لينك | سه شنبه 1386/09/13 3:18 PM توسط |

خصوصيات بچه مثبت

 

بچه مثبت قد متوسطی دارد با چشم های قهوه ای ( در مواردی چشم روشن هم ديديه شده است )

بچه مثبت فرق باز نمی کند ، ژل نمی زند ، هيچ وقت مدل تيفوسی و تن تنی و ... را روی کله اش امتحان نکرده است . موهايش را به يک طرف سرش شانه می کند و  می خواباند .

 بچه مثبت اگر کوسه نباشد ريش دارد ، اگر اهل ريش زدن باشد عمرآ ريش تنها يا خط ريش باريک يا پازلقی بلند را امتحان نکرده است .

 بچه مثبت پيراهن پارچه ای ساده می پوشد ، گاهی چهارخانه و راه راه ، گاهی وقتها که غلظت آلاينده خلافش بالا بزند آستين کوتاه هم می پوشد .

در بيشتر موارد شلوار پارچه ای راسته می پوشد ، گاهی کتان و در موارد بسيار معدودی شلوار جين . او تا حالا شلوار هفت هشت جيب نپوشيده .

کفش های بچه مثبت از همين کفش های چرمی مردانه است ، گاهی هم کفش ورزشی می پوشد ، اما نه در رنگ های اجق وجق . کمربند می بندد و ساعت بند چرمی .

بچه مثبت کتاب می خواند . هفته ای يکی دوتا هم نشريه می خرد . گاهی وقتها شعر می گويد يا داستان می نويسد .

بچه مثبت خلاف نيست . پايش را از محله بيرون نمی گذارد . پاتوقش نه زير چراغ برق است ، نه سالن بدن سازی ، نه کافی نت . خيلی که دست از پا خطا کند می رود کتابخانه يا ويدئو کلوپ .

کسی به بچه مثبت سيگار تعارف نمی کند ، پيشنهادهای اين چنينی را هم رد   می کند . علی الاصول اهل خلاف ملاف نيست .

بچه مثبت گاهی عاشق می شود . عاشق دختر دايی يا دختر خاله اش . از همان اول هم به ازدواج فکر می کند . بلد نيست نامه عاشقانه بنويسد ، بنابراين از شعر زياد استفاده می کند .

معدل بچه مثبت الف است . جزوه هايش مرتب و هميشه توی کلاس رديف اول       می نشيند . بچه مثبت فکر می کند دودره يعنی اتاقی که دو تا در داشته باشد !


لينك | جمعه 1386/09/09 9:27 AM توسط |
خواندن این مطلب فقط چند دقیقه وقت شما رو میگیره اما.....

در بیمارستانی ،دو مرد در یک اتاق بستری بودند.مرد کنار پنجره به خاطر بیماری ریوی بعد از

ظهرها یک ساعت در تخت می نشست تا مایعات داخل ریه اش خارج شود. اما دومی باید طاق

باز می خوابید و اجازه نشستن نداشت.آن دو ساعتها در مورد همسر، خانواده هایشان ، شغل،

تفریحات و خاطرات دوران سربازی صحبت می کردند.بعد از ظهرها مرد اول در تخت می

نشست

و روی خود را به پنجره می کرد و هر آنچه را که می دید برای دیگری توصیف می کرد. در

آن حال

بیمار دوم چشمان خود را می بست و تمام جزئیات دنیای بیرون را پیش روی خود مجسم می

کرد.

او با این کار جان تازه ای می گرفت، چرا که دنیای بی روح و کسالت بار او با تکاپو و شور 

 

فضای بیرون پنجره رنگ زندگی می گرفت.

در یک بعد از ظهر گرم ، مرد کنار پنجره از رژه ای بزرگ در خیابان خبر داد.با وجود این که

مرد دوم

صدایی نمی شنید، با بستن چشمانش تمام صحنه را آن گونه که هم اتاقیش وصف می کرد پیش

رو مجسم می نمود.

روزها و هفته ها به همین صورت سپری شد.یک روز صبح وقتی پرستار به اتاق آمد،با پیکر بی
جان مرد کنار پنجره که با آرامش به خواب ابدی فرو رفته بود روبرو شد.

پس از آنکه جسد را به خارج از اتاق منتقل کردند مرد دوم درخواست کرد که تخت اورا به کنار
پنجره منتقل کنند. به محض اینکه کنار پنجره قرار گرفت، با شوق فراوان به بیرون نگاه کرد ،

اما...

تنها چیزی که دید دیواری بلند و سیمانی بود.

با تعجب به پرستار گفت:جلوی این پنجره که دیواره!!!چرا او منظره بیرون را آن قدر زیبا

وصف می کرد؟


پرستار گفت: او که نابینا بود، او حتی نمی توانست این دیوار سیمانی بلند را ببیند.شاید فقط

خواسته تورا به زندگی امیدوار کند.

بالاترین لذت در زندگی اینست که علیرغم مشکلات خودتان ، سعی کنید دیگران را شاد کنید

....شادی اگر تقسیم شود دوبرابر می شود...

انسانها سخنان شما را فراموش می کنند.

انسانها عمل شما را فراموش می کنند.

اما آنها هیچگاه فراموش نمی کنند که شما چه احساسی را برایشان به وجود آورده اید.

به یاد داشته باشید: زندگی شمارش نفس های ما نیست، بلکه شمارش لحظاتی است که این

نفس ها را می سازند.


لينك | جمعه 1386/09/09 7:53 AM توسط |

پسر و دختر شديداً عاشق همديگه بودن. ....

پسر و دختر شديداً عاشق همديگه بودن. ....

به چشم همه ي دوستاشون، اونا يه زوج کامل بودن. اونا با هم بيرون ميرفتن، مثل همه

زوجهاي ديگه، و ازبا هم بودن وعشق شون لذت مي بردن. با اين حال، چيزي بود که

 پسر نمي فهميد. هر وقت بارون ميومد، دختر عاشق اين بود که تنهايي بره بيرون زير

بارون و به نظر مي رسيد بهش خوش مي گذره. پسر هميشه مي خواست به دختر زير

 بارون بپيونده، اما دختر جلوش رُ مي گرفت و مي گفت ميترسه مريض بشه.

پسر خيلي اهميت نمي داد. فکر مي کرد تا وقتي که دختر خوشحاله، خب خودش هم

 همون طور خوشحاله. چيزاي خوب هيچ وقت دووم نميارن.

عشقشون يک سال ادامه داشت، و پسردخترديگه اي رُملاقات کرد. عشق به اين دختر

خيلي قوي تربود ونهايتاً پسرشروع کرد به پايان دادن به رابطه ي قبلي. دخترميدونست

 بايد بذاره بره، چون پسر مثل يه اسب وحشي مي مونه؛ از آزادانه گشتن در چمنزار

 وحشي لذت ميبره. در آخرين روز دوستي شون، پسر دختر رُ ‌فرستاد خونه.

پسر آخرين بوس شب به خيرش رُ کرد و گفت که براي همه چيز متاسفه.

 قبل از اين که از هم جدا بشن، پسر از دختر يه سوال پرسيد.:

«چه طور مي توني هر دفعه دوست داشته باشي تنهايي بري زير بارون، بدون اين که

من همراهي ت کنم؟»

دختر يه خنده ي تصنعي کرد و گفت:‌

«براي اين که نمي خوام منو ببيني که زير بارون گريه مي کنم» . . .

 


 


لينك | چهارشنبه 1386/09/07 5:54 PM توسط |

 

بهت نمی گم دوست دارم ، ولی قسم می خورم دوست دارم.

بهت نمی گم که هر چی بخوای بهت می دم ، چون همه چیزم تویی.

نمی خوام خوابتو ببینم ، چون تو خیلی خوش تر از خوابی.

اگه یه روزی چشمات پر از اشک شده دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی ،

صدام کن قول میدم ساکت بمونم.

اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صدام کن ،

قلبم تنها خرابه ی وجود توست.

اگه یه روز صدات کردم که ب

هت نیاز دارم ، نگو کجایی

فقط چشماتو روی هم بزار و یه لحظه به من فکر کن

 

              تقدیم به تو که می پرستمت....!!!!

 

 

 

یادته برات نوشتم اگه عاشقم نباشی الهی بمیری

 

اگه دوستم نداشته باشی غیر من کسی رو داشته باشی الهی بمیری

 

بعدش برات نوشتم همه رو دروغ نوشتم خودم بمیرم

 

اگه تو یه روز خواسته باشی که منو دوست نداشته باشی

 

خودم می میرم .........  برات بمیرم

 

نبینی قهر خدارو بدی های روزگارو

 

الهی نمیری .....الهی نمیری

 

بمونه سایه ات روی سرم

 

میدونی برات در به درم

 

الهی نمیری .....الهی نمیری

 

وقتی تو چشمات زل می زنم

 

با غم نگات حرف می زنم

 

وقتی می بینم دوستم داری

 

از ته دلم داد میزنم:

 

اگه یه روزی فرشته ها بخوان تو رو زود تر ببرن

 

به اونا می گم که از قدیم ماهی رو با تنگش می برن

 

الهی نمیری .....الهی نمیری

        

در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن 

۱ـ روش کوزه ایی : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی تا مرد آرزوهات بیاد. نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع میتونین فانوس هم روشن کنین .

۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم میپری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه . نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .

۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده میکنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی میکنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه . نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !

۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس میشی بلاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی . نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.

۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی شرکت میکنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه . نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.

۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت میکنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بلاخره یه شوهر گیرت بیاد . نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .

۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک میکنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب میکنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی . نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین.

۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو میگیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و .... (سانسور) تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا ناامید شده اند.

خوب حالا من اینو نوشتم ولی از خانمای عزیز تقاضا می کنم عصبانیت شونو تو آرشیو نظرات من خالی نکنن ...آخه من آبرو دارم

ومژده به آقایون که در آینده ای نزدیک برای مشکل اونا(بی زنی) هم راه حل هایی ارائه می شه ...منتظر باشید   
 


لينك | چهارشنبه 1386/09/07 5:46 PM توسط |

 

بهت نمی گم دوست دارم ، ولی قسم می خورم دوست دارم.

بهت نمی گم که هر چی بخوای بهت می دم ، چون همه چیزم تویی.

نمی خوام خوابتو ببینم ، چون تو خیلی خوش تر از خوابی.

اگه یه روزی چشمات پر از اشک شده دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی ،

صدام کن ، بهت قول نمی دم که ساکتت کنم منم پا به پات گریه می کنم.

اگه دنبال مجسمه سکوت می گشتی تا سرش داد بزنی ،

صدام کن قول میدم ساکت بمونم.

اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صدام کن ،

قلبم تنها خرابه ی وجود توست.

اگه یه روز صدات کردم که بهت نیاز دارم ، نگو کجایی

فقط چشماتو روی هم بزار و یه لحظه به من فکر کن

 

              تقدیم به تو که می پرستمت....!!!!


 


لينك | چهارشنبه 1386/09/07 5:42 PM توسط |
یاد کتاب فارسی دبستان هم بخیر...
 

گاو ما ما مي كرد

گوسفند بع بع مي كرد

  سگ واق واق مي كرد

و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي

شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند

.

موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند

.

ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد

.

براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند

.

اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند

.

او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد

 

او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد

.

او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد


لينك | جمعه 1386/09/02 4:35 PM توسط |
عکس از نانسی
چند تا عکس توپ از نانسی عجرم گذاشتم.

برای دیدن عکس ها روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب

لينك | جمعه 1386/09/02 4:22 PM توسط |
جدیدترین روش های حال گیری:

روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! ﴿اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه
سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند
وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين
وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين
کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد
همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين
جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين
روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين
وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين
از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه
در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين
به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين
وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين
وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين
موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين
ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين
بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين
شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين
اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين
وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته
صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين
روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين
وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده
وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود
چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين
بادکنک بچه ها رو بترکونين
مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين
وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد
بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين
کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره
ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين
توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين
هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره
حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين
نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين
دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين
عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين
پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين
با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين
شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين
موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين
توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين
شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين
توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين
توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين
جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين
يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين
توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه
چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين
ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين


لينك | جمعه 1386/09/02 4:2 PM توسط |
نامه احمدی نژاد به بوش

اين نامه رو مينويسم ولي كاري به وبم نداشته باشيد. بابا يه ذره انتقاد پذير باشيد فيلتر نكنيد. اگه هم ميخواييد فيلتر كنيد بگيد من نامه رو پاك كنم .

(اين مطلب رو از يكي دزديدم كه اون هم از يكي دزديده بود باز اونم از یکی دیگه دزدیده بود. خودش نوشته بود که دزدیده!! ) دزد كه از دزد بزنه ميشه شاه دزد  حالا شاه دزد که از شاه دزد بزنه چی مییییشه!!!!!!!

 

حضور محترم برادر گرامی جناب آقای جرج بوش

با درود بیکران به روح پر فتوح بنیانگذار آمریکا حضرت ابراهام لینکلن و با سلام و احترام به روان پاک شهدای ویتنام و جنگ با سرختپوستان و همچنین کشته شده های سونامی و دیگر سیلزده های روستاهای امریکا- اینجانب محمود احمدی نژاد فرزند احمد متولد ۱۳۴۸ شماره شناسنامه ۴۵۶ صادره از گرمسار وکالت بلا عزل از سوی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله امام خامنه ای (سه تا صلوات) دارم تا به شما نامه بنویسم و شما را از حمله به ایران و نابودی نظام مقدس جمهوری اسلامی منصرف کنم و شما را به صلح و صفا و دوستی و برابری و برادری و اینجور چیزای غربزدگی دعوت کنم.

برادر جرج!

بیایید با هم آشتی کنیم. قهر کار بچه هاست. هرچه بوده تمام شد. ما یه خورده خامی کردیم و یه حرفایی زدیم شما بیخودی جدی گرفتید. بجان شما قضیه غنی سازی و کیک زرد همش خالی بندی بود. فکر میکردیم شما عقب نشینی میکنید. اصلا همه این سینی کیک زرد که خریدیم مال خودتون. ما نخواستیم. خوبه؟ راحت شدید؟

جرجی جان! نکند یه بار گول اون خانوم کاندولیزارایس را بخوری و دستور حمله بما رو بدی. ما میتونیم با هم رفیق باشیم. ما میتونیم به شما در همه زمینه ها کمک کنیم. مثلا میتونیم برادران بسیجی مون را بفرستیم آمریکا برایتان اورانیوم غنی کنند. ما میتوانیم دستاوردهای منحصر بفرد علمی خودمان را در زمینه کیک زرد و شله زرد را در اختیار دانشمندان شما قرار دهیم. اصلا میتوانیم برایتان ژاندارم خلیج فارس بشیم تا هرکس بدون مایو توی خلیج فارس شنا کرد دستگیرش کنیم و تحویل شما بدهیم.

آقا جرج! بجای این همه فحش و دعوا بیا دست خانم بچه ها را بگیر همین جمعه ناهار تشریف بیارید منزل ما. یه لقمه نون و پنیر با هم بخوریم و دور هم جمع باشیم. اگه دوست داشتی خانم بچه ها را یه خورده زودتر بیار بزار منزل ما تا من و شما با هم بریم نماز جمعه. میریم اون صف اول میشینیم که تلویزیون ما را زیاد نشون بده. بعد میریم جلو لانه جاسوسی یه خورده شعار میدیم و برمیگردیم خونه. نهاری رو با هم میزنیم. بعد یه چرت بعد از غذا. بعدش هم فیلم سینمایی بعد از ظهر جمعه رو از صداو سیما نگاه میکنیم. عصر وقتی هوا خنک شد خواستید میتونید تشریف ببرید.

آقا جواد! (همان جرج سابق) خدای نکرده از دست من دلخور نباشی ها. من اگر گفتم اسرائیل باید حذف شود بجون بچه هات شوخی کردم. ماشالله خودت فهمیده هستی و سرت تو حساب و کتابه. میدونی که ما اگه این حرفا رو نزنیم چطوری مملکت رو اداره کنیم؟

ببین جرجی جان!اگر هم یه زمانی هوس کردی که به ما حمله کنی بالاغیرتن از قبل یه ندا به ما بده که زود دربریم و زیر دست و پا له نشیم. چاکرتیم به مولا.

جواد آقا! منتظرتم روز جمعه. یادت نره. با خانم بچه ها. تعارف نمیکنم. حتما تشریف بیارید. قدم تون رو چشم.


لينك | جمعه 1386/09/02 3:58 PM توسط |
حاج آقا به چه کسی گفته میشود؟؟؟!!!
 

در قديم، حاج آقا به کسی اطلاق مي‌شده که حداقل يک بار به مکه مکرمه شرفياب شده باشد.

اما در اين دوره و زمانه حاج‌آقا به کسی ‌مي‌گويند که:

به مکه شرفياب نشده باشد، ولی در بازار حجره داشته باشد!

حجره نداشته باشد، ولی ته ريش و موي جو گندمي يا سفيد داشته باشد!

موی جو گندمی نداشته باشد، ولی عبا و عمامه داشته داشته باشد!

عبا و عمامه نداشته باشد، ولی حداقل نعلين بپوشد!

نعلين نداشته باشد، ولي تسبيح در دست داشته باشد!

تسبيح نداشته باشد، ولی بوي گلاب بدهد!

بوي گلاب ندهد، ولي تنش بوی تند عرق بدهد!

بوي عرق ندهد، ولی در يک سازمان دولتی مشغول به کار باشد!

در سازمان دولتی نباشد، ولی هميشه يک بي‌سيم به کمر داشته باشد!

بي‌سيم نداشته باشد، ولی پيراهنش را روی شلوارش بياندازد و يقه‌اش را تا خرخره ببندد!

يقه‌اش را تا بيخ نبندد، ولی اطرافيان را امر به معروف و نهی از منکر کند!

امر به معروف نکند،‌ولی چشم‌چرانی کند!

چشم‌چرانی نکند، ولی دندان طلا داشته باشد!

دندان طلا نداشته باشد و اصلا دندان نداشته باشد!

دندان داشته باشد ولی دائما کلماتي چون: ماشالله، الحمدالله، في امان الله و... بر زبان داشته باشد.

از اين حرفها نزند ولی...

بهتره همينجا تمومش کنم! اينجوري که پيش ميره انگار همه داريم حاج آقا مي‌شيم

 

                                                


لينك | جمعه 1386/09/02 3:34 PM توسط |